Message of the Universal House of Justice to the Baha’is of Iran

It is with joy that I share with you the attached message of the Universal House of Justice of today’s date addressed to the Bahá’ís of Iran.

پیام ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴

۱۱  شهرالجمال  ۱۷۲
١٨  اردیبهشت  ۱۳۹۴

پیروان باوفای حضرت بهاءالله در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند

در ایّام فرخندۀ رضوان این مشتاقان به اتّفاق جمّ غفیری از پیروان جمال اقدس ابهی، خادمین مرکز جهانی بهائی و زائرین و مسافرین در ارض مقصود، با طواف مقامات متبرّکۀ علیا مراتب قدردانی و سپاس خود را از نزول تأییدات متتابعۀ ربّانی که سبب حصول موفّقیّت‌های مهمّی برای امر مبارک در قریب به پنج‌‌هزار محدودۀ جغرافیایی در جمیع قارّات عالم گردیده به لسان جان به ساحت قدس الهی ابراز داشتیم، موفّقیّت‌هایی که نتیجۀ سعی و کوشش خاضعانۀ دوستان در راه بهبود اوضاع و رفاه اجتماع با هم‌کاری دیگر مردم آزاده و خیراندیش جهان است.  در راز و نیاز با خالق بی‌انباز به یاد شما عزیزان بودیم و نه تنها فرارسیدن سال‌روز دست‌گیری هفت نفر اعضای سابق هیئت جلیلۀ یاران و برخی از خادمین برازندۀ مؤسّسۀ علمی آزاد را به خاطر آوردیم بلکه این غم و اندوه را نیز به دل داشتیم که هنوز هزاران نفر از بهائیان ایران هم‌چنان به خاطر تمسّک به باورهای دینی خود در تضییقات شدید به سر می‌برند و بیش از صد نفر از آن عزیزان اسیر بند و زندان می‌باشند.  از آستان مقدّسش رجا نمودیم که امرا را عدل و علما را انصاف عنایت فرماید تا این ظلم و ستم به پایان رسد و ابواب رخا و آسایش بر وجه آن خادمان امر حضرت کبریا و دیگر شهروندان شریف آن سرزمین مقدّس و باستانی گشوده گردد.

آنچه را که وقایع سال گذشته بیش از پیش در مقابل دیدگان مردم اصیل و پاک‌نژاد آن مرز و بوم و دیگر مروّجین صلح و سلام در سراسر جهان آشکار نمود تضادّ شدیدِ موجود بین عقاید صلح‌جویانه و سلوک خیرخواهانۀ جامعۀ بهائی و اعمال اسف‌بار و غیر انسانی کسانی است که تحت تأثیر تعصّبات جاهلانۀ مذهبی هم‌چنان به بی‌عدالتی‌های خود در حقّ شما ادامه می‌دهند.  دفاع ایرانیان نیک‌اندیش و روشن‌ضمیر، چه در داخل و چه در خارج از ایران، از حقوق شهروندی هم‌وطنان بهائیِ خود به وضوح نمایان بود.  خالی گذاشتن یک صندلی از طرف هم‌کلاسان به نام و به یاد یک دانشجوی بهائی محروم از تحصیلات دانشگاهی، دعوت به هم‌کاری از سوی هم‌صنفانِ یک کاسب بهائیِ محروم از جواز کسب، و یا اعلام رضایت کتبی جمعی از همسایگان و آشنایان برای به خاک‌سپاری یکی از متصاعدین بهائی که به دستور مسئولین و به بهانۀ مخالفت مردم از آن ممانعت به عمل آمده بود از جمله موارد بی‌شمارِ حمایت عامّۀ مردم چه در شهر‌ها و چه در روستاهای آن کشور بود.  شواهد و قراین بسیار زیاد دیگری نیز بیان‌گر این معنا است که ایرانیان برومند از هر طبقه و قشری — اعمّ از مدافعان حقوق بشر، روحانیون نیک‌اندیش و بادرایت، فعّالان سیاسی و مدنی، نویسندگان و روزنامه‌نگاران، هنرمندان و تهیّه‌کنندگان برنامه‌های تلویزیونی و مورّخینی که برای استفادۀ آیندگان به تهیّۀ فیلم و جمع‌آوری اسناد در ارتباط با مظالم بی‌شمار وارده بر پیروان این آیین اقدام نموده و برنامه‌هایی مستند و بی‌طرفانه راجع به عقاید و اهداف‌شان ارائه می‌دهند، افرادی که در مقالات و وبلاگ‌های شخصی ابراز هم‌دردی و هم‌دلی می‌نمایند، کسانی که با امضای تظلّم‌نامه‌های مختلف خواهان احقاق حقوق مسلوبۀ شما عزیزان هستند، و برگزار‌کنندگان برنامه‌های وسیع و گسترده علیه محرومیّت جوانان بهائی از تحصیلات عالیه و آزار و اذیّت بهائیان — همگی آرزو دارند تا آحاد مردم مملکت از جمله بهائیان بتوانند در مقام شهروندانی دل‌سوز دوش به دوش یکدیگر در راه آبادانی و سربلندی ایران عزیز کوشا باشند.  از طرف دیگر حمایت سازمان‌های غیر انتفاعی، مؤسّسات علمی، شخصیّت‌های برجسته چون برندگان جایزۀ صلح نوبل، نمایندگان دول مختلف و قطع‌نامه‌های مصوّب مجمع عمومی سازمان ملل متّحد نیز نشان‌دهندۀ انزجار مردم جهان از ادامۀ ظلم و ستم بر شما و دیگر ایرانیان است.

ایقان و ایمان شما به مقام مظهر ظهور الهی در این عصر نورانی، انقطاع شما از امور دنیوی و توجّه‌تان به حیات معنوی، تشبّث‌تان‌ به تعالیم این امر عظیم، ارادۀ آهنین و بردباری حماسه‌آفرین شما در تحمّل شداید در سبیل محبّت ‌حضرت یزدان، درایت و استقامت سازندۀ شما در شرایط مصیبت‌بار کنونی، و اقدامات مجدّانۀ شما در راه خدمت به وطن مألوف و به عالم انسانی یاد‌آور این بیان احلی از قلم اعلی است که بعد از توصیف شوق و شور و عشق موفور پیروان خود و مراتب از خودگذشتگی‌ها و جان‌بازی‌های آنان در راه تحقّق ارادۀ الهی می‌فرمایند “فوعزّتک یا الهی انّی متحیّر فیهم و ما ظهر منهم فی سبیل محبّتک فطوبی لهم ثمّ روحا لهم…کأنّک صنعتهم لحبّک و اصطفیتهم لجذبک و القیت فیهم روح امرک و اظهرت لهم جمال احدیّتک”.  پس ای فارسان میدان وفا و ای سالکان سبیل هدی سرافراز و مفتخر باشید که مصداق این بیان مبارک حضرت عبدالبهاء هستید که می‌فرمایند “ای احبّای الهی نظر به اعتساف و بی‌انصافی نادانان ننمایید.  ظلم را به عدل مقاومت کنید و اعتساف را به انصاف مقابلی نمایید و خونخواری را به مهربانی معامله نمایید.  در ترقّی ایران و ایرانیان خیرخواه باشید و در مدنیّت عمومیّه بکوشید.”

[امضا:  بیت العدل اعظم]

I like to ask all of us to share the above message and join in prayers and raise our voices asking for that justice that promotes unity as Baha’u’llah teaches.

 

Posted in chants, human rights, letters, News, prayers, Questions, videos | Tagged , , , | Leave a comment

The Islamic Regime of Iran Explains Why the Baha’is Are Not Entitled to Human Rights!!

Screen Shot 2015-04-25 at 7.44.23 PMHow about that!!!

On Monday March 30, the official website of Ayatollah Khamenei published an interview by former Foreign Minister Ali-Akbar Velayati, a pediatrician and the Supreme Leader’s advisor for international affair. In the interview, he expressed anxiety that the Islamic Republic could be held to account for violations against human rights.

“If they think they have been successful in forcing us to retreat when it comes to the nuclear issues, they will then use the same pressures when it comes to missiles,” said Velayati. “Little by little, they will introduce the issue of human rights. They asked, for example, ‘why don’t you give freedoms to the Baha’is?’ Giving Baha’is freedom means giving them the right to spy for the Zionist Regime. The connection between Baha’ism and the Zionist Regime is not a secret to anybody. Baha’ism has its headquarters in the occupied territories. Or they ask: why do we exercise sharia law? And so on.”

No one should ever doubt that what has been perpetrated and continues to be perpetrated, by the Islamic Republic Regime of Iran, against its Baha’i community citizens, is intentional, deliberate, orchestrated and malicious. At the  one hundredth anniversary of the genocide of the Armenians, Turkish authorities were hoping to convince the civilized world that what they did to the Arminians was NOT intentional!!

A Century After Armenian Genocide, Turkey’s Denial Only Deepens

Nearly 1.5 million Armenians died at the hands of the Ottoman Empire in 1915, during World War I. Turks by and large do not believe mass killings were planned.

On Wednesday 01 April 2015 in an interview  Mehrangiz Kar sheds a flood light on the dark corners the Islamic Regime human rights violations.

Iran’s Human Rights Trap and the Nuclear Deal

Distorting the Present by Distorting History

“The pediatrician-turned-demagogue offers an example that lacks any historical credibility. By narrowing down all human rights violations to the violation of the rights of the Baha’is, he avoids saying anything about the sufferings of the Shi’a majority, or about the systematic and widespread violation of the rights of the country’s Sunnis. He falsifies history without fear of being exposed. He knows very well that the violation of human rights in Iran is so horrible that no Iranian professors of history, law or religion would dare to stand up to him and ask him on what historical evidence he bases his claims. Did the Baha’is build their places of worship after the formation of Israel or before it? History is an honest witness. Baha’i holy places were built long before Israel came into being. Who in Iran can offer a truthful historical narrative in response to the demagoguery of Velayati, and the words published on the Supreme Leader’s website? Who will dare to tell him that the pervasive violations of human rights plagues all Iranians, from every class and with all kinds of beliefs — save his own of course? The Baha’is are not alone. It is the whole nation that burns in the wrathful fire lit by these ignorant, self-important members of the elite.”

It is flattering to hear that Baha’is are associated with so much clout and power by their enemies. I specially like the part about the Islamic Regime’s fear that the Baha’is will question Shahria law. The zionist alliance attributed to the Baha’is by the Islamic Regime holds no water amongst the historians. But on the other hand, who in the civilized world, does not question the Sharia Law? It belongs to the time when there was no human rights and women and children were possessions of men to be treated like cattle!! I should think that gene is out of the bottle in the civilized parts of the world and there is no going back in the bottle!! Too bad for those who remain stuck and cannot let go of the outdated laws of the past.

In the age of Tweeter and Facebook, all that was hidden is now manifest and history is written, documented by every single witness that has access to the media. The civilized world is putting it out there and for the Iranian Regime, there will be no place to hide.

Let us continue and Speak up.

Keyvan

Posted in human rights, Questions | Tagged , , , , | 2 Comments

“Education is Not a Crime”, Campaign at Claremont School of Theology

IMG_6670

 

The evening of March 26, 2015 was an evening dedicated to the global campaign of Education is NOT a Crime in defense of the human rights of the Baha’is of Iran to education. The campaign wants to make sure that the students and faculty of the Baha’i Institute of Higher Education; (BIHE) in Iran are released from prison and not only recognized for their dedication and sacrifices to the cause of education for all but celebrated for taking the noble courage of educating the Baha’i youth of Iran despite the violence and imprisonment by Islamic Republic Regime of Iran.

The event was initiated by Professor Roland Faber and supported by The president and faculty of Claremont School of Theology.

Every seat at the Haddon Hall of the Claremont school of Theology was occupied to view the documentary film called To Light A Candle produced by Maziar Bahari. A diverse audience of all ages, backgrounds and occupations united in their commitment to stand up and raise their voices in protest to injustice against the Baha’i students in Iran.

Samantha, an eight year old viewing the film with her parents and siblings attending the Empowerment Program at Palomares Academy of Health Sciences, wept as she watched the documentary.  Children know when governments leaders have failed to live up to their responsibilities of governing and serving the welfare of their people.

The evening program with the presentation and discussion of the panel of witnesses, was recorded and be released later.

It takes many candles such as this one to dispel the darkness of ignorance and injustice casted upon the birth place of Baha’i Faith, by the Islamic Republic of Iran.

In the picture above, happy to stand in solidarity, you see a good number of Palomares Empowerment Program students and parents attending the evening. Everyone knows and appreciates the fact that their beloved program is the Baha’i response to the injustice inflicted upon the Baha’i students in Iran. They learn that to dispel the darkness, we must become the light. The right to education is a basic human right and the quality of this education must be equal for all disregard of their class and status.

My heartfelt gratitude to my wonderful Palomares Empowerment Program families.

Keyvan

 

 

 

Posted in Education, human rights, Interview, News, Questions, videos | Tagged , , , , , , | 2 Comments

Our Humanity Must Be our highest

Posted in Questions | Leave a comment

The Streets of Iran Tell of a New Story, و «خیابان» حرف‌هایی دارد

Center for Democratic Iran shares an article by a brilliant reporter; Asghar Zare Kahnamooi who refers to an unexpected happening throughout Iran on a Friday night a little while ago. In this eloquent article Mr. Zareh explains how social consciousness amongst the young generation in Iran is drastically shifting to a vision of oneness of all humanity, a dream of love for all humanity away from traditional religion and destructive politics.

یادداشت وارده؛ اصغر زارع کهنمویی– روزنامه‌نگار؛

He writes:

مرتضی پاشایی چهره این هفته نبود؛ چهره هفته دختران و پسران گریانی بودند که جمعه ‌شب گذشته در اوج بهت و حیرت کنشگران اجتماعی، به خیابان آمدند تا برای اویی که «دیگر نیست» اشک بریزند. آن شب نقطه آغاز یک نگرش جدید بود. همخوانی دسته‌جمعی ترانه‌ای سوزناک که مال زمان دلتنگی است، نشان داد که این نسل چقدر دلتنگ است و چقدر غمناک رفتن. آنها آن ترانه سخت و تلخ پاشایی را حفظ بودند و بدون کمترین هماهنگی قبلی، دست‌ها را به آسمان ساییدند و رنج تمام‌شدن را سرودند.

آنان چنان برای او اشک ریختند که انگار سالیان بسیار، او محرم یواشکی‌ترین احساسات و لحظه‌های یواشکی آنها بوده است. آن شب، رخ‌نمایی نسل جدید انسان ایرانی بود، نسلی به ‌غایت عاطفی، مهربان، ساده و دلتنگ. خیابان‌های شیک ایران این‌بار مارش رفتن می‌زد سرودی با حنجره تازه کسانی که شاید بیش از هر چیزی با دلتنگی آشنا هستند.

جمعه‌شب گذشته جامعه‌شناسی ایران، مبهوت کنش نسل جدیدی شد که انگار تقریبا هیچ جا حضور نداشته و یک باره از «عدم» به «خیابان» آمده بود. تحلیل‌گرهای اجتماعی، هرگز پیش‌بینی نمی‌کردند نسل جدید اینچنین خودجوش و متراکم، «خیابان» را در کلانشهرهای کشور برای وداع با خواننده جوانِ نه‌چندان معروف و موفق اما محبوب خود تصرف کند.

به‌راستی زیرپوست این جامعه چه می‌گذرد؟ آیا جامعه ایران در آستانه ورود به یکی از مهمترین پیچ‌های تاریخی خود است؟ آیا انسان ایرانی که دهه پنجاه برای خرید کتابچه‌های سخنرانی‌ شریعتی صف می‌کشید(کنش انقلابی) و دهه شصت که برای دیدن روح‌الله سرسپرده جماران می‌شد(کنش مذهبی) و دهه هفتاد که برای شنیدن سخنان سروش بی‌تابی می‌کرد(کنش روشنفکری) و دهه هشتاد که … (کنش سیاسی)؛ اکنون دارد وارد عصر جدیدِ حیات خود یعنی «کنش اجتماعی» می‌شود؟ او اینک نه برای سیاست و نه برای انقلاب، که برای «زیبا زیستن» مدام به خیابان می‌آید؛ یک روز برای مقابله با اعتراض به اسیدپاشی و روزی دیگر برای وداع با اسطوره‌ای که اسطوره نبود.

6gd5f6

انسان ایرانی دیگر نه انقلابی و نه سیاسی که اجتماعی و مدنی است. زیستن نقطه پرگار این جامعه است. هر آنچه زیستن را به «تعویق» یا به «رنج» یا به «زوال» بکشاند برای او قابل تحمل نیست. برای نسل جدید این جامعه، آرای متضاربِ زندگی‌سوز چندان اهمیتی ندارد. این نسل، خیلی علاقمند به شناخت گفتمان‌های کلان و صاحبان آن نیست. او به مرگ و محنت اسطوره‌ها اهمیت نمی‌دهد چه، مفهوم اسطوره در ذهن او فروریخته است.

اسطوره‌های کلاسیک دیگر برای او اسطوره نیستند. نسل جدید گویا نیازی به این اسطوره‌ها ندارد. اگر هم نیازی هم به اسطوره می‌بیند، خودش اسطوره را از متن گفتمان خود می‌سازد.

مرتضی پاشایی دقیقا مثل همه نوجوانان و جوانانی است که شب گذشته به خیابان آمدند. اگر می‌خواهیم بدانیم نسل جدید جامعه ما از حاکمیت چه انتظاری دارد، باید به پیام ‌جمعه‌شب آنان گوش دهیم. آنان زندگی می‌خواهند و از مرگ و محنت هراس دارند. آنان عاطفی‌اند، هیجانی‌اند و تمام‌قد و تمام‌وقت، «دوست داشتن» را در تمام صیغه‌ها صرف می‌کنند. می‌خواهند بگویند، برایشان «رفتن» تلخ و غیرقابل تحمل است. نسل جدید، نسلی دل‌رحم و نازک‌دل است.

مرتضی پاشایی نه اندیشمند یک نحله فکری است، نه رهبر یک جریان سیاسی، نه لژیونر میلیاردی فوتبال و نه نویسنده پرطمطراق رسانه‌های رسمی. او در هیچ مصدر رسمی حضور ندارد. او برآمده از زیرزمین است و دقیقا از چیزی سخن که زیرپوست شهر جاری است. حتی لحن و محتوای سخن او نیز هرگز مشابه با الحان عرصه رسمی کشور نیست. او دقیقا با زبان دختران و پسرانی سخن می‌گوید که آنان حتی در خانه و مدرسه هم(که محرم‌ترین محل زندگی آنان است) مجوز به‌کارگرفتنش را نداشتند. این زبان و آن سخنان، تنها در نهان‌ترین لایه حیات آن‌ها یعنی در کوچه‌‌های باریک و ناامن زیستِ محرمانه و یواشکی این نسل قرار دارد. آنان جایی سخن مرتضی‌پاشایی‌گونه را زمزمه می‌کردند که هیچ گوش رسمی یارای شنیدن و قدرت تحمل و امکان تایید آن را نداشت. آن صدا، صدای لحظات خلوت جوانانی بود که خلوت‌کردن برای آنان اگر نه گناه که غیرعادی است و جامعه‌شناسی ما از این «وضعیت» زیستی نسل جدید ناآگاه است.

ما نه نگران که باید مشعوف وضعیت پویای جامعه خود باشیم. این نسل به ما می‌گوید، کمی قطار فقه را سبک و مقداری قد سیاست را کوتاه کنید. می‌گوید از آنهمه اندیشه‌ورزیِ بی‌فرجام و بدفرجام بکاهید و به «سمفونی» روی آورید. جدل‌های درازنای تاریخی را رها کنید، هم را لعن نکنید، برای هم پرونده نسازید، قلمبه‌سلمبه سخن نگویید، دوئل‌های احمقانه را کنار بگذارید، در شط رنج، شطرنج بازی نکنید، دن‌کیشوت‌وار زندگی نکنید؛ اینهمه را رها کنید و بیایید کمی بخندید کمی دوست بدارید.

پیام دیگر شب گذشته به صاحبان عرصه رسمی این است؛ نسل حاضر به رسانه‌های رسمی شما نیازی ندارد و اساسا این تریبون‌ها را به رسمیت نمی‌شناسد. قطعا بخش بزرگی از کسانی که جمعه شب گذشته به خیابان آمدند از رویداد ملیِ (!) نمایشگاه مطبوعات خبری نداشتند. این نسل رسانه خود را دارد رسانه‌ای که البته اکثریت سخنوران و نویسندگان عرصه های رسمی از آن بیگانه‌اند. شبکه‌های اجتماعی ابزار ویژه‌ای است در اختیار نسلی که کمترین نسبتی با رسانه‌های رسمی ندارد.

آنان که شب گذشته بهت کردند و شوکه شدند، بازندگان اصلی جامعه ایران هستند. این بهت نشان از وجود فاصله بزرگ تحلیل‌گرهای اجتماعی ما از واقعیت جامعه است. جامعه ایرانی دقیقا در حال دور زدن یک پیچ بسیار تند تاریخی است. نسل جدید اتفاقا در نخستین واگن و شاید در لوکوموتیو نشسته است. آنان چیزهایی را می‌ببینند که کنشگران رسمی نشسته در واگن واپسین قطار، هرگز تصورش را هم نمی‌کنند. این پیچ اینقدر تند است که اگر درست اندیشه نشود، ممکن است واگن‌ها بخصوص واگن‌های واپسین از لوکوموتیو جدا شوند و مسافران آن که اتفاقا خود را پرچمدار تحول و توسعه و رهبری فکری و کانون تعالی می‌دانند، برای همیشه در گذشته جابمانند. شاید اگر تصویر دقیق‌تری از واقعیت داشته باشیم، باید دردمندانه بگوییم این تراژدی اکنون اتفاق افتاده است چه، مگر کسی پیش‌بینی می‌کرد که خیابان‌های تهران و تبریز و شیراز و اصفهان و… برای وداع با یک خواننده سی‌ساله ناشناخته اینقدر شلوغ شود؟ مگر بخش بزرگی از کنشگران جامعه ما حیرت نکردند؟ آری «خیابان» حرف‌هایی دارد برای کسانی که تامل کنند.

In relation to Iran and specially Tehran, Baha’u’llah writes;

“Erelong will the state of affairs within thee be changed, and the reins of power fall into the hands of the people. Verily, thy Lord is the All-Knowing. His authority embraceth all things. Rest thou assured in the gracious favour of thy Lord. The eye of His loving-kindness shall everlastingly be directed towards thee. The day is approaching when thy agitation will have been transmuted into peace and quiet calm. Thus hath it been decreed in the wondrous Book.”
Baha’u’llah, The Kitab-i-Aqdas, pp. 53-54

May we see more of this silver lining unfold in the days and years to come. I do trust that the future of Iran is brilliant.

Keyvan

Posted in Farsi, human rights, News, Questions | Tagged , , , , , , | 1 Comment